تبليغاتX
من و آينه

سال ۲۰۰۷ هم روبه پایان است. سالی که آبستن حوادث بیشماری در دنیا و به خصوص در منطقه خاورمیانه بود. سالی که در بعضی لحظاتش نفسهایمان از ترس آنکه چه بر سر کشورمان میاید به شمارش افتاد.سالی که پرندگان بیشماری برای یک لحظه پرواز بالشان شکسته شد. سالی که هر چه سعی کردم کوچکترین دورنمایی به آینده روشن پیدا کنم نیافتم. جز جهالت و نادانی ، خشونت و حق کشی در این سال از بشریت چیزی دیگر به نمایش گذاشته نشد. جز امید و حرکت راه دیگری نیست.امیدوارم که سال آینده انسانها در مکانی روشنتر از امسال قرار بگیرند.

 

دلم گرفته است

دلم گرفته است

به ايوان مي روم و انگشتانم را

بر پوست كشيده شب مي كشم

چراغهاي رابطه تاريكند

چراغهاي رابطه تاريكند

كسي مرا به آفتاب

معرفي نخواهد كرد

كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردني است

 

                                                              فروغ فرخزاد

 

 

+ نوشته شده توسط آينه در Sun 30 Dec 2007 و ساعت 11:28 بعد از ظهر |
گوگوش بعد از ۷ سال دوباره به اروپا برگشت.دفعه اوَل در اروپا بر خلاف آمریکا  خیلی مورد استقبال قرار نگرفت.گرانی بلیط و انتقادات اپوزیسیون خارج از کشور دلیلی برای این شکست بود. این بار همه چی کاملاً تغییر کرد . نظرات مثبت شد و البته قیمت بلیطها هم مناسب و همگی باعث شدند که حدود ۱۰۰۰۰ نفر به این کنسرت بیایند.گوگوش یکی از معدود خوانندگانی است که تقریباً از تمام شعرهایش لذت می برم.در این کنسرت حداقل ۳ نسل حضور داشتند.گیرایی این ترانه ها چنان قوی است که  نسل خودش که همان نسل پدر و مادران ماست و نسل ما که در اصل بعد از انقلاب با این ترانه ها خو گرفته ایم و بچه های ما که  خارج از کشور بدنیا آمده اند  به خود جذب می کند.این بار هم به اندازه ۷ سال پیش از ترانه هایش لذت بردم. جای بعضیها هم خالی بود.   

        

                       

+ نوشته شده توسط آينه در Fri 28 Dec 2007 و ساعت 1:22 بعد از ظهر |
 امشب کریسمس و یا نوئل میباشد.از ۴ هفته پیش مسیحیان رسماً به پشواز این عید رفته اند .از ۴ هفته پیش  مسیحا نفسی در کالبدملت آلمان دوباره دمیده شد و شادی و نشاط بر صورتها نقش بست.چراغهای رنگارنگ همچون مدادهای رنگی نقاشی بی رنگ و یخ زده شهر را جلایی بخشیده اند.آدمها دیوانه وار در رفت و آمد هستند خیابانها  مملو از وسایل نقلیه و ماشینهای آدم نما است.رباطهایی که برنامه ریزی شده اند برای مصرف بیشتر.خرید کلمه ای  است معجزه گر از این فصل کتاب مقدس.با گذشت زمان و دگرگونی معیارها این نوع مراسم هم از  حالت روحانی و غیر دنیوی خود تبدیل به پدیده ای کاملاً مادی و دنیوی شده است و رستگاری انسانها به جیب پر از پول ختم شده است.آمار خودکشی در  جوامع صنعتی در این زمان بیش از هر موقعه دیگری به اوج خودش میرسد.تنهایی که بیماری این قرن است در این موقع حادتر می شود.مهاجران نیز در این زمان بیش از هر زمان دیگری خودشان را منزوی احساس میکنند.

ولی من در این زمان حس خیلی خوبی دارم.این چراغهای رنگی و شور و نشاط آدمها به من انرژی مثبت میدهد. از چندین سال پیش از هنگامی که خشایار رسماً وارد این اجتماع شد ما هم این عید را جشن می گیریم همانند عید نوروز.در این ایام بچه های ما مهاجرانِ کشورهای مسلمان هم همچون بچه های این کشورها از این حال و هوای عید لذت میبرند. انصاف نیست که بچه ها را تنها به صرف اینکه این عید عید دینی ما نیست از این لذت محروم کنیم و حس تعلق داشتن به اجتماعی که در آن رشد می کند را از بچه هایمان سلب کنیم.کاری که متاسفانه خیلی ها در حق فرزندانشان می کنند. امسال خانواده ما ۳ نفری جشن می گیرد چرا که همخونه دیگر ما تعطیلات را در کشور ایران می گذراند .جایش خیلی خالی است( به استثناء یک مورد).

+ نوشته شده توسط آينه در Mon 24 Dec 2007 و ساعت 2:23 قبل از ظهر |